تبلیغات
قلم اقتصاد - دیکتاتور کیست ؟

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

دوشنبه 8 شهریور 1389-02:27 ب.ظ




 

دیکتاتور کیست ؟

 

این روزها واژه دیکتاتور را از گوشه و کنار این مملکت و از زبان افراد مختلف می شنویم. گاهی فریاد زده می شود و گاهی در محافل زمزمزه می گردد. در این اوضاع و احوال و بلبشو به راحتی می توان به هرکسی برچسب  فرشته نجات یا دیکتاتور را چسباند. به عبارتی ما از هرکسی متنفرباشیم دیکتاتورش می نامیم و از هر کسی خوشمان بیاید فرشته نجات لقبش می دهیم . بعضی ها برای اینکه اوضاع و احوال جامعه را خیلی نامساعد القا کنندبه نوشتن شعارها در فضای  دستشویی و سر میز و صندلی کلاسهای درس و یا دیوارهای کوچه و خیابان  اقدام می کنند.

بشرقرن هاست تجربه حکام خودکامه را در حافظه تاریخی خود دارد. اوراق تاریخ این حکام مستبد و خودکامه را  به خوبی به ما نشان می دهد. از پادشاهان  آشور و بابل تا فراعنه مصر و پادشاهان یونان و روم  تا اسکندرمقدونی و چنگیزخان مغول ،امپراتورهای روم و ترک و خلفای عرب و دوک ها و اشراف اروپا و..... که همه اسارت انسانها  و همراهی آنها با اراده خود را  در کارنامه داشتند. .....

دیکتاتوری اما پدیده جدیدی است که ماهیت آن با تمام اقسام استبداد تفاوت بنیادین دارد. تفاوتی که باید آن را حاصل گسست هستی شناختی مدرنیته با تمامی احوالات تاریخی پیش از خود تلقی کرد. در سازه های اجتماعی پیشامدرن آگاهی فردی انسان تابعی از هویت ارگانیک او  در جامعه محدود پیرامون خود بود و لذا می توان چنین انسانی را فاقد یک خودآگاهی اجتماعی برآمده از کنشهای اجتماعی دانست. با پیدایش عصرجدید ،انسان مدرن با تقویت ساحت آگاهی برسایرابعاد معرفتی خود تلاش کرد تا استعلاسوژه خودآگاه را در راستای بیدارسازی وجدان انسانی خود برای ساختن جهانی برین به کار گیرد. جهانی که انسان در آن با اتکا به هستی خود به عنوان بنیان هستی عالم به تجربه ای منحصر به فرد دست یافت،تجربه ای که آن را آزادی وجدان نام نهاد. اما پیامد مدرنیته در سیرتکوین خود در قرن بیستم  نشان داد که وجدان اخلاقی کانتی  به عنوان مظهر حقوق بشر مدرن به تنهایی برای  تحقق آزادی انسانها کافی نیست و وجه ابزار عصرجدیداگر با نفسانیت خودکامه آدمیان درآمیزد،می تواند منجر به شکل گیری بیرحمانه ترین و خشن ترین شکل سرکوب  و کنترل اجتماعی باشد. شکلی که باید آن را دیکتاتوری دانست. دیکتاتوری تمایز اساسی با سایر اشکال استبداد سنتی دارد ودر تلاش بی رحمانه آن برای اعمال کنترل برهستی،هویت و آگاهی انسانهاست که خشونت بار،سرکوبگر و فاجعه آمیز می شود.

ابعاد خشونت بار کنش تاریخی دیکتاتورهای قرن بیستم را می توان با خشونت تمامی تاریخ بشریت در همه اعصارمقایسه کرد و این امر نشان می دهد که ابزارمندی نه تنها نمی تواند به خودی خود منجربه تحقق سعادت و رفاه و آسایش برای آدمیان باشد،بلکه ممکن است خود عاملی برای افزایش دردهای جمعی باشد و دست دیکتاتورها را درسرکوب بیشتر بازبگذارد.

فرجام دیکتاتورهایی مانند صدام حسین،پینوشه،فرانکو ....نشان می دهد که مسیرنهایی تاریخ  به سوی رهایی انسانها حرکت می کند و تاریخ آیینه عبرت دیکتاتورهای بی رحمی است  که فکر می کنند نظام های سرکوبگرآنها جاودانه خواهد ماند.واژهDICTATEUR اززبان فرانسه به فارسی راه یافته  و دیکتاتور از ریشهDictateبه معنای دستور دادن ،دیکته کردن . این واژه به حکومت مطلقه و استبدادی گفته می شود که رهبرآن حکومتی دیکتاتوری دارد.

نامحدود بودن قدرت،به کارگیری قدرت درجهت منافع گروه،اطاعت شهروندان تنها به سبب ترس از قدرت دولت  و...ازجمله خصوصیات دیکتاتوری است.

 




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -


http://mirnafones.hatenablog.com
سه شنبه 17 مرداد 1396 09:31 ق.ظ
Thank you a lot for sharing this with all folks you actually
understand what you're speaking approximately! Bookmarked.
Please also seek advice from my web site =). We could have a link trade arrangement among us
How long does Achilles tendonitis last for?
دوشنبه 16 مرداد 1396 03:28 ق.ظ
I really like looking through an article that can make men and women think.

Also, many thanks for allowing for me to comment!
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 08:06 ب.ظ
I have to thank you for the efforts you've put in writing this blog.
I really hope to check out the same high-grade blog posts by you later on as well.
In fact, your creative writing abilities has motivated me to get my
own site now ;)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر